تبليغاتX
هنوز هم یک دیوانه ام - آبله مرغون ، نهايي ، Twilight و ساير بستگان!!!

هنوز هم یک دیوانه ام

بهترین حالت دیوانگی ست...اگر نیستی خودت را به دیوانگی بزن

فرض كنيد سال سوم دبيرستان هستيد و امتحانات غول آساي نهايي انتظار شما را مي كشد.درست دو هفته مانده به امتحانات خواهر كوچكتان بيماري مذخرف ابله مرغان(!) مي گيرد!
دو هفته بعد ، شما بعد از امتحان ديني به خانه مي آييد.احساس بي حالي و سردرد مزمن شما را فرا مي گيرد.خواهر كوچك كار خودش را كرد.دانه هاي قرمز روي بدنتان تنها يك معني دارد...آبله مرغان!!

خب اينم از شانس من...درست در بدترين موقع!البته زيادم مهم نيست ولي خب با قيافه ي دون دون اصولا جايي نميشه رفت!
نمي دونم چرا...ولي همين جوري دو جلد اول كتاب twilight و خوندم و فيلمشم قراره ببينم!!من از اين كتاباي عشقي-عاشقي متنفرم....اما واسه سرگرمي بد نيست...هست؟!البته خب سرگرمي دليل خوبي براي خوندن يه كتاب چيپي مث اين نيست...اما واسه توجيه خوبه!

خب در نظر دارم براي تابستون رستاخيز تولستوي و حادثه عجيب براي سگي در شب مارك هادون و جاناتان ريچارد باخ و بخونم....فكر كنم بي كلاسي ماجراي ادوارد كالن و بلا رو جبران كنه!!!

اميدوارم زنده بمونم و كتاباي نازنينم و تموم كنم!!![دعا]



+ نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت 5:16 PM  توسط مليكا  |