بله...بالاخره انتظارها به سر اومد و من وقت كردم شايد بهترين مطلب خودمو در اين بلاگ بذارم.
پست قبل گفته بودم كه در مورد روبوكاپ خواهم نوشت.در پست هاي روبوكاپ در مورد اينكه اصلا روبوكاپ چيه و چيكار مي كنه(!) صحبت خواهم كرد و تعدادي عكس و مطلب مربوط به روز آخر مسابقه و همين طور در مورد استادان عزيزمان خواهم گذاشت.پيشنهاد مي كنم ازدست نديد.شايد يكي اين وسط آشنا دراومد!
اول از همه اينكه روبوكاپ چيه؟يه راهنمايي اينكه خوردني و پوشيدني نيست!:))![]()
روبوكاپ مقوله پيچيده اي مي باشد!اسمش ضايع س ديگه!روبو يه چيزي تو مايه هاي روبات(البته نه اون روبات ، توضيح ميدم ) كاپ هم كه مثل جام جهاني!:).توضيح لازم اينكه در اين فيلد ما درواقع روبات نمي سازيم،بلكه يه سيستم تقريبا هوشمند رو طوري كه لازم داريم برنامه نويسي مي كنيم!اسمش هم هست 2D Soccer Simulation يعني شبيه سازي دوبعدي فوتبال.زبان برنامه نويسي كه ما براي اينكار استفاده كرديم سي پلاس پلاس بود.(البته هست!)نوع گزينش ما هم به اين ترتيب بود كه وقتي كوچولو بوديم(اول دبيرستان!!!)اومدن از ما يه آزمون هوش گرفتن(بچه هاي باهوش!)البته لازم به ذكر است كه تمام اين جريانات زير نظر آموزش و پرورش استان تهران و با هزينه اونا بود.بعد كه قبول شديم...يه ترم الگوريتم و فلوچارت و برنامه نويسي مقدماتي(يه چيزي تو مايه هاي آب باباي اول دبستان)به ما ياد دادند.(اينكه ميگم ما منظورم 1200 نفر از دختر و پسرهاي تهرانيه كه باهوش بودن!)آخر ترم يه تست گرفتن كه ببينن چقدر آدميم!خلاصه از اين 1200 نفر 105 تا دختر و 105 تا پسر قبول شدن رفتن مرحله بعد.مرحله بعد برنامه نويسي تكميلي بود كه يه كوچولو Object Oriented معروف استاد مرحله ي آخرمون رو هم شامل مي شد!(در مورداين هم بعدا كامل توضيح خواهم داد!)
بعد از اين مرحله يه تست ديگه ازمون گرفتن كه همه مي گفتن چقدر سخت بود و اينا...ولي در واقع چرت و پرت بود!من رتبه م در اين مرحله 4 شد! و اين يعني چقدر فاجعه بوده سوالات كه من 4 شدم!(البته من زودتر از همه دادم چون حالم داشت به هم مي خورد از بس نشسته بودم...وگرنه كسب رتبه 1 كه هيچي...كاري مي كردم كه استاد عزيزمون نتونه به دخترا تيكه بندازه!)
خلاصه رفتيم مرحله بعد كه برنامه نويسي پيشرفته و object oriented(!) (شئ گرايي ) بود.قضيه اين object oriented اينه كه استاد مرحله يكي مونده به آخر جناب آقاي توكلي،از اونجايي كه خيلي آقاي باكلاس و روشنفكر و بادانش و كاردرست و اين جور چيزها هست و دبستانشو آمريكا خوانده است(!) خيلي به برنامه نويسي شئ گرا يكي از جديدترين متدهاي برنامه نويسي علاقه دارن (منم دارم
).به همين خاطر چپ مي رفت راست مي رفت مي گفت object oriented .يه object oriented مي گفت صدتا از بغلش در ميومد!ما(من وبقيه كه كلا دانش آموزهاي پررو و بي ادب و احمقش بوديم) اين مسئله رو به صورت تيكه(!) گرفتيم و هي تكرار مي كرديم!به صورتي كه وقتي مي خواستيم عكس بگيريم من گفتم بچه ها بگيد object oriented ! ايشون هم كه شنيده بودن بعدا جواب ما را به صورت غير مستقيم دادن!(نكته قابل توجه اينكه ما 5 ماه تمام فقط داشتيم مسخره بازي در مي اورديم و تيكه مي پرونديم هيچي بهمون نگفت،اما وقتي object oriented رو مسخره كرديم جوابمونو داد!)
خلاصه از متن خارج نشيم و به حاشيه نريم!اين مرحله هم تموم شد و ايندفعه تست نداشتيم.بلكه استاد مي تونست بچه هارو حذف كنه!خداروشكر مارو حذف نكرد وما به كار خود ادامه داديم.ترم بعد يا مرحله بعد ديگه رفتيم تو كار simulation و ديگه شديم جوجه هايي كه برنامه نويسي بلدن!به قول استاد توكلي chicken developer !![]()
توي اين مرحله ما يه تيم base يا پايه داشتيم كه بايد روش كار مي كرديم.تيم بيس به اين صورته كه هر بازيكن وقتي توپ دستش باشه در هر نقطه اي از زمين الكي شوت مي كنه.ما( تيم ما متشكل از من ، دوستانم وحدانه،شيوا و نسيم ) قابليت هاي زيادي،مثل دريبل ،پاس،شوت مذخرف و كلي چيزاي ديگه داديم.سه قسمت جداگانه دفاع و هافبك و حمله داشتيم.چيزي كه تقريبا هيچ كدوم از تيم ها نداشتن.اسم تيممون هم بود اورانيا (Urania) كه مايه استهزاي استاد توكلي شده بود!(اورانيا اسطوره يونان و خداي اسمان هاست)
خلاصه همه اذعان داشتند كه تيم ما تيم خوبي بود(البته تيمي كه تنها توسط يك نفر يعني خودم و همفكري يك نفر ديگه يعني وحدانه نوشته شده بود بهتر از اين هم نميشد).حتي خود استاد توكلي هم كه وقتي مارو مي ديد پقي(!) مي زد زير خنده! مي گفت كه تيم ما تيم خوبيه!(وقتي ايشون از چيزي تعريف كنن يعني تقريبا تركونده!جالا در بخش معرفي مي گم چرا!)متاسفانه عوامل دست به دست هم دادند كه تيم ما در مسابقات موفق نشه و ما قهرمان نشديم!(تو فوتبال مي گن دوم با دهم فرق نداره،فقط قهرمان مهمه...پس منم نمي گم چندم شديم!چون خودمم نمي دونم!:)
خلاصه كه تراژدي روبوكاپ به پايان رسيد و فقط نوستالژي براي من باقي موند و پارادوكسي كه در ذهنم ايجاد شد و تقريبا نگاه منو به زندگي عوض كرد.
ادامه برنامه را در قسمت هاي بعد ببينيد
!...دي دي دي دي دين دي دين دي ري ري!(تيتراژ كارتون فوتباليست ها
!!)
