تبليغاتX
هنوز هم یک دیوانه ام

هنوز هم یک دیوانه ام

بهترین حالت دیوانگی ست...اگر نیستی خودت را به دیوانگی بزن

آلمان پرتغال رو برد تا تجربه ايتاليا تو جام جهاني تكرار بشه.
با بازي هاي مسخره قهرمان شدن!
البته براي شماره 7 پرتغال بد نشد.
از الان وقت داره بشينه به چيزايي كه تو مادريد انتظارشو مي كشن فكر كنه.
از دست دادن تكنيك...قدرت بدني...نيمكت نشيني...(تازه اينا اولشه!)
رئال مادريد...تيم سياهچاله هاست نه كهكشاني ها!فقط ستاره هاي مرده مي رن مادريد!چقدر زود مرد به قول خودش بهترين بازيكن جهان.
يكي نيست اين يارو رو توجيه كنه!(خدا صبر بده به داوطلبش!)
چي؟عصبانيم؟معلومه كه عصبانيم!
اگه همه مثل ناني و پوستيگا بازي كرده بودن كه الان پرتغال به جاي آلمان يه پاي نيمه نهايي بود!
بعدشم مي رفت براي فينال با اسپانيا!
عجب بازي مي شد!
لعنت به اين آلماني هاي نازي!

(*) : برگرفته از تيتر كتاب "دختر پرتقالي" ، ياستين گوردر.

سوال بزرگ : شما می دونید چرا همه تماشاگرهای یورو پیرمرد های چاقالو و شکم گنده ن؟!؟

+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1387ساعت 7:33 PM  توسط مليكا  | 

جام ملت ها نیز شروع شده (در واقع دور اول تموم شد تو دور دومیم!) و ملت در شور و کف و کیف و هیجان هستند!
البته - لازم به ذکر است خیلی زیاد! - که ما در تاریکی مطلق جام ملت ها را دنبال می کنیم...چون هی زرت و زرت و فرت و فرت(!) برقمون میره!

بنده دو هفته س که دارم میگم امسال اسپانیا قهرمانه...هی مسخره م می کنن...دقیقا در اوج بازی اسپانیا و روسیه که من از شدت هیجان حرکات فرناندو(تورس) و دیوید(ویا) فکم به زمین چسبیده بود(با کسره زیر چ بخوانید) و کلا خلاصه داشتم سکته می کردم از بس خوب بازی می کردن و این دوتا هماهنگ و سلف سکریفایس*(!) بودن...که یهو برقمون برای بار دوم در روز رفت و ما در تاریکی و خاموشی مطلق فرو رفتیم و من ماندم و حسرت دیدن شاید - حتما - با کیفیت ترین فوتبال این جام!!


به هرحال سخنرانی طوفانی رییس جمهور در چهار محال و بختیاری - که واقعا محال می نمود - فک بعضی ها را به شدت پیاده کرد و همچنین به شدت خجل!تا این ها باشند تا با ایجاد شایعاتی از قبیل گرانی برنج و چای و اینا(!) اغتشاش نکنند در مملکت**!(باور کنید همه ش شایعه س!همین اوبامای خائن مسئولشه!)


اصلا به ماچه!فردا اسپانيا قهرمان ميشه مي گن دست هاي پشت پرده اسپانيا رو قهرمان كرد!

(*) : Self Sacrifice !!!!!!!!
(**) : جمله رو داشتی؟خودم حال کردم!یه مقدار مثل حرف زدن قطبی شد.

پ.ن.گفتم قطبی...اگه یه روز یک نفر از بین آقایان(!) استیلی...نکبت(همون نیکبخت سابق)...مامانی(!)...یا شیث رضایی رو در خیابان ببینم حتما خفه خواهم کرد انها را!اگه همه رو باهم ببینم که چه بهتر.از بس که جماعت پست و لاشخور صفتی بودن.بی سواد...وحشی...عقده ای...چی بگم دیگه؟
امیدوارم قطبی یک روز موفق ترین ادم روی زمین(حتی موفق تر از الان) بشه چون لیاقتشو داره.
هیچ کس لیاقت صداقت و قلب پاک قطبی رو نداشت.خداحافظ امپراتور.شاید یکمی دیر!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 11:29 AM  توسط مليكا  | 

هر چي ميشه...هر اتفاقي مي افته...وقتي از زندگي سير ميشي...وقتي از بغض گلوت مي خواد بتركه...وقتي...وقتي...وقتي...وقت خيلي از اين وقتي ها...مي گن خدا داره امتحانت مي كنه.

تو يه سكانس فيلم كنستانتين، جان كنستانتين به ايزابل مي گه :
- اگه بهت بگم كه خدا و شيطان روي روح تمام بشريت شرط بستن چطور؟به شوخي.

و من فكر مي كنم كه چقدر اين حرف مي تونه درست باشه...چقدر اين قابليت رو داره كه شوخي نباشه.
و وقتي به اين فكر ميكنم...با خودم....به خدا مي گم...مي گم كه چقدر اشتباه كرده كه روي من شرط بسته....چقدر خدا بده كه روي يه دختر 16 ساله ي احمق شرط بسته
.
اينجاست....همين جاست كه وقتي به اين فكر مي رسي ديوونه مي شي...مي دوني چرا؟
به خاطر اينكه با خدات بد حرف زدي؟واسه اينكه زير سوال برديش؟
نه....نه به خاطر اين چيزا نيست...ديوونه ميشي چون نمي توني اين تفكرت رو به كسي بگي...چون اگر بگي طردت مي كنن...چون هزار تا برچسب و مارك جورواجور و خوشگل بهت مي چسبونن.
پس مي ري به خود خدا مي گي...شايد جوابتو بده...شايد خودش بهت بگه...تنها چيزي كه مي بيني استمرار چيزهايي ست كه قبلا مي ديدي....بدون هيچ تغيير.
و اينجاست....آره درست همين جاست كه اين دفعه متنفر ميشي...منفجر ميشي...فرياد مي كشي...داد مي زني...فحش مي دي...به خودت...به زندگي...به هر كس كه مي بيني.
اين بار اينجاست...همين يك لحظه...كه پشيمون مي شي.

پ.ن. من يه دختر بدم؟فقط چون نماز نمي خونم؟چون نمي تونم روسريمو بكشم رو دماغم؟چون استينم تا سر انگشتام نمياد؟يعني خدا به اين خاطر با من لج كرده؟اين همه از اين بي ريختاي بدتر از من تو خيابون ريختن...پس چرا من؟

پ.ن 2.خدا من دوستت داشتم.خيلي زياد.خودت مي دوني كه تنها كسي كه بهش اعتماد داشتم تو بودي.اما الان ازت نااميدم.داري امتحانم مي كني؟از من گنده تر نبود؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 4:15 PM  توسط مليكا  | 

هميشه قبل از اينكه شروع كني ، قبل از اينكه قلم به دست بگيري ، قبل از اينكه هر كاري بكني ، قبل ، قبل ، قبل ،هميشه قبل و قبل تر ، ذهنت پر از حرف ها ، پر از كلماتي ست كه انگار دارند براي بيرون آمدن ديواره هاي جمجمه ات را مي شكنند و براي گفته شدن ثانيه هه را مي شمارند.
هميشه قبل و قبل تر ، همه چيز خوب و دوست داشتني ست.
اما به محض اينكه قلم لعنتي را به دستت مي گيري ، وقتي مي خواهي اين رسم مزخرف "شروع" را به جا بياوري ، انگار همه چيز پاك مي شود.ديگر خوب نيست ؛ چون بايد ساعت ها ، روزها ، ماه ها و سال ها فكر كني كه با چه كلماتي مي خواستي كاغذ سفيد روبه رويت را سياه كني.
پس شروع مي كني به خط خطي كردن ، بي هدف ، شايد جمله اي كه مي خواست براي شروع بيايد و نوشته ات را بتركاند ، بيايد.
اما پسر ، چرا نمي خواهي حتي براي يك لحظه به اين فكر كني كه شايد..شايد اصلا از قبل ...هيچ چيزي وجود نداشته كه بخواهد بيرون بيايد ؟
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 4:9 PM  توسط   | 

سلام!
دیگه نمی شد اپ نکرد!
قهرمانی منچستر بعد از ۹ سال اونم در لیگ قهرمانان چیزی نیست که بشه ازش گذشت!
بازی فوق العاده بود...به خصوص که این اولین بار بود که من منچسترو تو فینال چمپیونز لیگ می دیدیم!البته اگه از افتضاح-شاهکار رونالدو بگذریم (دیشب شاهکار بازی کرد ولی پنالتی مهمی بود...ممکن بود منچستر قهرمان نشه! )
بدون شک قهرمان دیشب ادوین بود....ادوین فن درسار که به نظر من بهترین دروازه بان دنیاست...هم چندتا گل مسلمو گرفت و هم پنالتی انلکا رو و هم قهرمانی رو از چلسی!







اما خب...قهرمان اصلی فقط و فقط سر الکس فرگوسن - این مرد تمام نشدنی - بود.امیدوارم ۲۰ سال دیگه هم سرمربی منچستر خودش باشه.




به امید قهرمانی سال بعد و بعدتر و بعدها !!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 2:29 PM  توسط   |